گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )

2

سفر در ايران ( فارسى )

در ادوار مختلف نوشته‌اند چيزى اضافه نمود . در عين حال با اين‌كه در آثار آنان توصيفهاى كاملا آموزنده‌اى درباره‌ى امكنه ، وسعت كشور ، مرزها ، اقليم ، محصولات ، تجارت و غيره يافت مىشود بايد اعتراف كرد كه اين توضيحات براى شناسايى ساكنين كشور كافى نيست . ايرانيها كه از گذشته‌اى نه‌چندان دور ارتباطات نزديكترى با قسمتهاى مختلف اروپا به هم رسانده‌اند بيش از پيش مايلند درباره‌ى آنها اطلاعات صحيح و دقيق ، بخصوص درست‌تر از آن‌چه تاكنون در اختيار همگان قرار گرفته است نوشته شود ، زيرا بيشتر اطلاعات كنونى بر پايه‌ى فرضيات يا گزارشهايى كه به درستى آنها اطمينان نيست نهاده شده است . با اين كه بعضى از نويسندگانى كه در بالا اسم بردم تا اندازه‌اى از روى دقت و صحت و حقيقت درباره‌ى مردها نوشته‌اند اما درباره‌ى آن‌چه راجع به زنها نوشته‌اند نمىتوان به نوشته‌هاى آنها اعتماد كرد زيرا يك اروپايى در هر مقام و منصبى كه باشد ممكن است ساليان سال در يك شهر ايران سكونت نمايد بدون آن‌كه حتى يك بار موفق به ديدار رخسار زن ايرانى شده باشد . يك اقامت طولانى همراه با كيفيات كاملا ويژه لازم است تا اجازه‌ى ورود به بعضى حرمسراها ، كه تنها مكان براى آشنايى با جنس لطيف است ، به دست آيد . از اين‌رو چه‌گونه ممكن است جهانگردان كه اوقاتشان صرف پيمودن راهها و ديدار از كشور بوده است ، توانسته باشند در مدت چند ماه اقامت اطلاعات صحيح درباره‌ى زنها به دست بياورند ؟ به علاوه اطمينان مىدهم كه با گفت‌وشنود نمىتوان روزنه‌اى از واقعيات درباره‌ى زن ايرانى گشود و كسى كه چنين كند سعى بيهوده نموده است ، مضافا به اين‌كه حتى بردن اسم زن در محاوره بسيار نابه‌جا و شديدا خلاف آداب‌دانى است . همچنين اطمينان دارم كه پرسش نمودن از هركس درباره‌ى آن‌چه به زن ارتباط دارد نه تنها سودمند نيست بلكه ممكن است به عنوان يك اهانت تلقى گردد و باعث شود كه آنها از مرز احترام عميقى كه نسبت به بيگانگان